
بانکول خبر |✍سودابه خانی
گاهی سکوت از هزاران واژه سنگینتر است. ایلام این روزها زیر بار همین سکوت خم شده؛ سکوتی که نه نشانی از تدبیر و نه بویی از مسئولیتپذیری دارد.
ده روز پیش فرماندار صریح و بیپرده به شورای شهر فرصت داد تا تکلیف روشن شود. اما حالا با پایان این مهلت آنچه در برابر نگاه مردم مانده چیزی جز خلأ و بیعملی نیست. اینجا دیگر وعدهای شنیده نمیشود، پاسخی داده نمیشود و امیدی شکل نمیگیرد.
شورای شهری که باید زبان مردم باشد، خود را پشت درهای بسته پنهان کرده است؛ گویی رأی شهروندان تنها برگهای برای عبور از انتخابات و نه عهدی برای خدمت بود. این بیتفاوتی توهینی آشکار به افکار عمومی است؛ افکاری که هر روز بیشتر از دیروز به حاشیه رانده میشوند.
اکنون همه نگاهها به فرماندار دوخته شده است.فرماندار نمیتواند با چند جملهی کلی یا نشست خبری از این بزنگاه عبور کند. آزمون امروز آزمونی عملی است. یا ایستادن در کنار مردم و پیگیری جدی یا تسلیم شدن در برابر بیتفاوتی و روزمرگی است.
اگر این هشدار بینتیجه رها شود، تنها یک معنا خواهد داشت؛ اقتدار و قاطعیت صرفاً شعاری تبلیغاتی بوده است. و این پیام برای جامعه خطرناکتر از هر بحران اقتصادی یا اجتماعی است، زیرا آخرین ذخیرهی اعتماد عمومی را میسوزاند.
ایلام بیش از هر زمان به تصمیمی جسورانه نیاز دارد؛ تصمیمی که شاید پرهزینه باشد اما آیندهی شهر را از بنبست خارج میکند. امروز دیگر جای تعارف نیست. مردم خستهاند، امیدشان کمرنگ شده و صبرشان به آخر رسیده است.
تاریخ هرگز سخنان زیبا را به یاد نمیسپارد، بلکه لحظههایی را ثبت میکند که مسئولان در برابر سرنوشت مردم ایستادند یا عقب نشستند. این لحظه برای ایلام همین حالاست.
پرسش بزرگ همچنان پابرجاست؛ چه کسی شهامت آن را خواهد داشت که سکوت را بشکند و نخستین گام را بردارد؟