
بانکول خبر |✍️سودابه خانی
گزارش میدانی از بحران اعتماد در صنف تعمیرکاران خودرو
در ایلام رفتن به تعمیرگاه دیگر صرفاً رفع نقص خودرو نیست؛ تجربهای تلخ و پرهزینه است که بیشتر شبیه نبردی نابرابر میان مردم و صنفی بینظارت است. قبضهای سرسامآور، نرخهای سلیقهای و رفتارهایی که مرز میان حرفهایگری و سوءاستفاده را درهم شکستهاند، اعتماد عمومی را به پایینترین سطح کشانده است.
در سالهای اخیر گلایه مردم ایلام از نرخ ها و دستمزد مکانیکی به یک دغدغه عمومی بدل شده است.کافی است سری به تعمیرگاه های سطح شهر بزنید تا بفهمید یک قبض ساده تعمیر خودرو چنان سنگین و غیرقابل باور است که راننده را شوکه می کند.
این واقعیت تلخ را نمی توان نادیده گرفت، هزینه تعمیر خودرو در ایلام در مقایسه با بسیاری از استان های کشور به طور محسوسی بالاتر است. این تفاوت قیمتی تناسبی با سطح درآمد و توان اقتصادی مردم ندارد و اعتماد عمومی به این صنف را نیز خدشهدار کرده است.
مکانیکها عموما استدلال می کنند که بالا بودن نرخ قطعات، اجاره سنگین مغازه ها و فشار هزینه های زندگی آنان را مجبور به گران فروشی کرده است. اما پرسش جدی اینجاست؛ اگر همه این شرایط در سایر استان ها نیز کم و بیش حاکم است، چرا تنها در ایلام این فاصله معنادار با میانگین کشور دیده می شود؟
این وضعیت بیش از آنکه نشان دهنده تلاش و زحمت مکانیک ها باشد، بیانگر خلأ نظارت و نبود شفافیت است.هر صنفی حتی شریفترین و زحمتکش ترین مشاغل اگر در غیاب نظارت رها شود، دیر یا زود به سمت تخلف و زیاده خواهی کشیده خواهد شد.
یکی از رانندگان با کنایه میگوید: «برای تنظیم باد هم پول میگیرن! بعدش میگن تحریم هستیم. مگه هوا رو هم وارد میکنیم که تحریم شده باشه؟»
این طنز تلخ عصاره یک بحران است؛ بحرانی که مردم هر روز در تعمیرگاههای ایلام لمس میکنند.
اینها روایتهای تلخ از دل شهرمان هستند
آقای اکبری راننده تاکسی میگوید: «ماشینم رو برای تعمیر جلوبندی گذاشتم. وقتی تحویل گرفتم، باک تقریباً خالی بود. مطمئنم با باک پر تحویل دادم، اما هیچ توضیحی ندادن.»
یکی دیگر از شهروندان می گوید: «قطعه نو ماشینم رو باز کردند و یه دست دوم بجایش انداختند. فقط براق و روغنکاری کردند و به من گفتند قطعه جدید است. وقتی اعتراض کردم، جواب سربالا دادند.»
خانمی که خودرویش را برای تعمیر کولر برده بود، گفت: «برای یه کار ساده سه برابر هزینه معمول گرفتند. گفتم چرا هزینه بالاست و گرون است؟ گفتند: اینجا همه همین مبلغ را میگیرند! تعرفهای و نظارتی نیست.»
وقتی صنف به «بازار آزاد بیقانون» بدل میشود، این روایتها تنها خاطرات پراکنده نیستند؛ تصویر روشن یک بازار آشفتهاند. بازاری که در آن نرخ مشخص وجود ندارد، فاکتور رسمی صادر نمیشود و اتحادیههای صنفی به جای دفاع از مردم بیشتر شبیه تماشاچیاند.
و اما خیابانهایی که ماشین را فرسوده و جیب مکانیک را پر میکنند. مشکل رانندگان ایلام تنها به تعمیرگاه محدود نمیشود. خیابانهای پر از دستانداز و سرعتکاههای غیراستاندارد به کابوسی برای جلوبندی و قطعات اصلی خودرو بدل شدهاند.
یکی از رانندگان با لحنی تلخ میگوید: «اینجا خیابان نیست، میدان مین برای ماشینهاست. انگار مکانیکها با شهرداری همدست شدند؛ یکی سرعتکاه میسازد، اون یکی جیبش رو پر میکند. راننده بیچاره هم هر روز دنبال قطعه نو و تعمیر تازه است.»
این گفته طنزآلود اما واقعیت عریان را نشان میدهد.خیابانهایی که قرار بود امنیت ایجاد کنند، خودروها را فرسوده کرده و هزینههای مضاعف را بر دوش مردم تحمیل میکنند. در نهایت این چرخه معیوب به سود کسانی تمام میشود که از خرابی خودروها ارتزاق میکنند و زیان اصلی متوجه همان رانندهای است که برای کار و زندگی هر روز باید پول و آرامش خود را خرج تعمیرگاه کند.
و این دردنامه باری مضاعف بر دوش مردم محروم ماست.ایلام استانی است که مردمش سالها با مشکلات اقتصادی، بیکاری و هزینههای سنگین زندگی دستوپنجه نرم کردهاند. در چنین شرایطی صنف مکانیک به جای آنکه باری از دوش مردم بردارد، خودش به بار تازه و فرساینده تبدیل شده است.
سؤال ساده اما جدی مردم روشن است؛ چرا باید برای یک کار ساده چند برابر قیمت منطقی و استاندارد خدمات مکانیکی هزینه کنند؟
چرا کسی پاسخگو نیست وقتی قطعهای به اسم نو اما دست دوم فروخته میشود؟
چرا اتحادیهها و نهادهای نظارتی در برابر این همه شکایت سکوت کردهاند؟
در اینجا ضرورت بازسازی اعتماد عمومی لازم است.بازگرداندن اعتماد مردم به این صنف با شفافیت در نرخها، الزام مکانیکها به ارائه فاکتور رسمی و برخورد سختگیرانه و فوری با متخلفان امکانپذیر است.
تا زمانی که این اصول رعایت نشود، هر بار مراجعه رانندگان ایلامی به تعمیرگاه به معنای رفع نقص خودرو نیست بلکه مواجههای سنگین از هزینه و فشار مالی و روانی خواهد بود.