
بانکول خبر | آرش جهانپور - جامعهشناس؛
از منظر روانشناسیِ اجتماعی ، هجمههای اخیرِ برخی از رسانههای استان همسایه به مسئولان استان ایلام ، تمام نشانههای یک "فرافکنی سازمان یافته" را شامل میشود.
فرافکنی، مکانیسمی است که در آن فرد یا گروهی ، صفات ناپسند و یا خطاهای بی اساس را به دیگران نسبت میدهند تا شاید از تبعات ناشی از مواجهه با حقیقتِ وجودیِ خویش و خطاهای ثابت شدهشان بگریزند.
مطالبه گری و شفافیت در جوامع پویا ، نوعی جراحیِ دردمندانه اما شفابخش برای رشد است؛ نه سلاحی برای تسویهحساب.
منتقدان نیز ، پیش از هر نقدِ عمومی ، ابتدا بایستی "خودِ اخلاقی" خود را در ترازوی نقد بگذارند.
((آیا کلام کسانی که خود درگیرِ کژکرداری هستند ، میتواند به پویایی جامعه کمک کند؟!))
این پارادوکس ، نوعی "نفاقِ رفتاری" ست؛ جایی که کلام ، از روحِ سلامت و صداقت تهی ست و تنها بوی "عقدهگشایی" میدهد.
تلاش برای به حاشیه کشیدنِ اهمیتِ استراتژیک مرز مهران و القایِ ضعف خدمت رسانی به زوار در این گلوگاه حیاتی ، سبب انتشار توهینهای بیمبنا به مدیریتِ ارشد استان است که نشان میدهد هدف ، نقدِ عملکرد نیست ، بلکه تخریبِ هدفمند ساختارِ اجرایی و سیاسی و همچنین حاشیه سازی به نیت به حاشیه کشاندن نخبگان دلسوز استان است که قدرت و جنمشان بارها توسط همین رسانه ها ، چون پتکی بر سر مسئولان محلی خود زده شده است.
نگاهِ تحلیلی دقیق ، همراهی برخی از رسانه های هم تبار با این پروپاگاندا را نه یک دغدغه ، بلکه یک اقدام سازمان یافته برای "حواسپرتیِ استراتژیک" میبیند.
درحالیکه استان ما درگیرِ پیامدهایِ فسادِ شهرداری و شورای شهر است و نهادهای امنیتی بی هیچ مماشاتی در حالِ پاکسازی این ریشههای پوسیده هستند ، جریانِ تخریبی داخل استان ، در قالب یک مکانیزمِ دفاعیِ ناسالم ، میکوشد با گسترش و انتشار حواشیِ کاذب ، ذهنِ جمعیِ استان را از پیگیری فساد "مافیایِ واقعی" منحرف کند.
انتشارِ لیستهای استخدامیِ بیسند هم ، بیشتر به یک "نمایشِ روانی" برای جلب توجه شباهت دارد تا سندی متقن.
جامعه امروزِ ایلام آنقدر بالغ است که بداند اگر مستندات وجود داشت ، دستگاههای امنیتی که با صلابت ، مدیرانِ خاطیِ شهرداری را به پای میز محاکمه کشاندهاند ، از برخورد با دیگرانِ خطاکار نیز ابایی ندارند و همین سکوتِ دستگاههای امنیتی ، گویایِ بیپایه بودنِ این سناریوهایِ توهمآلود است.
تأسفبارتر اینکه ، همین حامیانِ رسانهای که امروز در قامتِ مدافعانِ حقالناس ظاهر شدهاند ، در زمانِ حیفومیلِ علنیِ بیتالمال توسط متهمانِ شهرداری و شورا ، "سکوت" را ترجیح دادند.
همراهیِ این رسانهها و برخی افرادِ هماستانی با این جریانهای بیاساس ، نه یک نقدِ اصیل ، بلکه مصداقِ بارزِ "نفت بر آتشِ دشمن ریختن" است؛ حرکتی که در آن ، به جای همبستگی برای اصلاح ، بر آتشِ تفرقه و بیثباتیِ اجتماعی دمیده میشود.
این انتخابی بودنِ وجدان و این همسوییِ غیرمنطقی ، بزرگترین آسیب را به انسجامِ اجتماعی استان وارد میکند. آسیبی به مراتب بیشتر از آنچه رقیبان بیان میکنند.
ما امروز بیش از هر زمانِ دیگری به اتحادی خردمندانه نیاز داریم تا بتوانیم از این برزخِ جنگ و فشار روانی حاکم بر جامعه ، عبور کنیم.
در ساحتِ اخلاق ، "اعتبار" چیزی نیست که با هیاهوی تخریب کسب شود ، بلکه با "درستیِ رفتار" به دست میآید و
زمان است که سره را از ناسره مشخص میکند.
.